یک آبروی ثانوی به این آقا داده اند، این را می توانم بردارم، ولی الان در جامعه اینطور است، اگر آبروی دومش را بردارم، آبروی اولش هم می ریزد.
میرزای شیرازی، خب ایشان را آیت الله زنجانی می فرمود أعلم، أتقی، أعقل، عاقل ترین، عالم ترین، با تقوا ترین و با اخلاق ترینِ مراجع زمان خودش بود. یعنی کسی دیگر بالاتر از ایشان نبود. یک وقتی به میرزای شیرازی عرض کردند که آقا یکی از وکلای شما که وجوهات را می گرفت، خمس و زکات را می گرفت و شما اجازه می دادید که تصرف کند و تقسیم کند بین مردم و این ها، ایشان خلافکار در آمده است و ما می دانیم که جاهای دیگر دارد صرف می کند این پول ها را. شما او را عزل کند. اولین بار هم بود این گزارش را می دادند به میرزای شیرازی. ایشان گفت که من یک آبروی ثانوی به آن آقا دادم، آن را می توانم بردارم، فقط اگر می شد، این یک وکالت را بر می داشتم، ولی الان در جامعه اینجوری است که اگر آبروی دومش را بردارم، آبروی اولش هم می ریزد. بالاخره خودش در جامعه یک آبرویی داشت، من یک آبروی مضاعفی به او دادم که آن قسمت وکالت است که الان گیر دارد. اگر من بخواهم آن را بردارم، کلا این شخص بی آبرو می شود در جامعه. هر کاری کردند که این شخص را از وکالت بردارند، گفت نه. گفت اول برایش نامه می نویسم. نامه نوشت، گفت آقا، یگ گزارش هایی می دهند، شما برای حفظ آبروی خودت، دیگر این کار ها را نکن.
می گویند هفتاد تا گناه کبیره دیدی ، ندیده بگیر. یک دانه دیدی حالا معلوم نیست اصلا گناه است یا نه. آبروی کسی را نریزیم خدای ناکرده.